ستم بود و من بودم و کوهی از غم
ستم بود و دل بود و داغ مکرر
--------------
ای هلال شب زینب چی شده که در خسوفی
زیر ابر خون نشستی روی نیزه های کوری
قاری نیزه نشینی، روی نی زخمی ترینی
توی این شهر نامحرم مارو بی پناه می بینی
وای امون از دل زینب وای امون از دل زینب
-------------------
تا قلم لب بر مرکب می زند، بوسه بر غم های زینب می زند
گر قلم از او نشانی می دهد، صبر او بر شیعه جانی می دهد
ساقی او را مخرن اسرار بود
او نمود حیدر کرار بود
مثل او همدم کجاست
او وزیر نهضت کرب و بلاست
ای هلال شب زینب، چی شده که در خسوفی
زیر ابر خون نشستی، روی نیزه های کوفی
قاری نیزه نشینی، روی نی زخمی ترینی
توی این شهر نامحرم، مارو بی پناه می بینی
وای امون از دل زینب وای امون از دل زینب
ساقیاااا ساقیا
کاشکی می شد که ببندم روی نی زخم سرت رو
چرا چشماتو می بندی نشناسی خواهرت رو
نبودی چیا کشیدم، نیمه شب چقدر دویدم
حق داری که نشناسی ام، اخه خیلی قد خمیده ام
داغی روی دل زینب ،کوفیا گذاشتن اینجا
برا خواهرت آوردن، سبدای نون و خرما
اين نوحه رو آقاي خلج خوندن،خيلي زيبا، اینجا دانلودش کنید
http://www.4shared.com/file/82910303/94a01f72/04_04_Track_4.html