تبليغاتX
تکرار واژه ها
شخصی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
24218068135233242702092331891322307024917049.jpg


- درس اخلاق

علامه می‌فرمود:

«درس اخلاق، گفتنی نیست، عمل است.»


- زیارت اهل قبور

علامه هر شب جمعه به زیارت اهل قبور می‌رفت و معتقد بود:

«رفتن به قبرستان در سازندگی انسان مؤثر است.»


- اثر سوء عصبانیت

حجت الاسلام و المسلمین فاطمی‌نیا به نقل از علامه می گوید:

«گاهی یک عصبانیت، بیست سال انسان را به عقب می‌اندازد.»


- مهم‌‌ترین وظیفه انسان

علامه می‌فرماید:

«ما بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کاری که در عالم داریم و هیچ کاری از اطوار و شئون زندگی ما مهم‌تر از آن نیست، اینست که خودمان را درست بسازیم.»


- والدین

آیت الله امجد نقل می‌کنند:

شخصی به مرحوم علامه عرض کرد: «با این پدر و مادرهای پر توقع چه کنیم؟ ایشان فرمودند: « غیبت پدر و مادرها را نکنید!»


- دنیا

علامه طباطبایی می‌فرمود:

«عناوین دنیوی، اگر وفا و دوام داشته باشند تا لب گورند و نوعاً هم، بی‌وفا هستند، بعد از آن مائیم و ابدِ ما.»


- ذکر آخر عمر

علامه در اواخر عمر مبارکشان دائم می‌فرمودند:

«توجه! توجه!» و این، فراتر از «تذکر» و «تفکر» است.


- عاطفه

نجمة السادات طباطبائی (فرزند علامه) از قول پدر می‌گوید:

«بشر باید عاطفه داشته باشد کسی که عاطفه ندارد، یعنی با قرآن دوست نیست!»

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

الهي، روزم را چون شبم روحاني گردان و شبم را چون روز نوراني.
الهي، فرزانه تر از ديوانه تو كيست.
الهي ، از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بيشتر.
الهي، واي بر من اگر دلي از من برنجد.
الهي، گرگ و پلنگ را رام توان كرد با نفس سركش چه بايد كرد؟!
الهي، وقتي بيدار شوم كه هنگام خوابيدن است.
الهي، انگشتري سليماني ام دادي انگشت سليماني ام ده.
الهي ، چون در تو مي نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.
الهي همه گويند خدا كو حسن گويد جز خدا كو.
الهي، عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد كرد.
الهي، چون تو حاضري چه جويم و چون تو ناظري چه گويم.
الهي ، راز دل نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر
الهي، هر چه بيشتر نادانتر شدم بر ناداني ام بيفزا.
الهي، از شياطين جن بريدن دشوار نيست با شيطان انس چه بايد كرد.
الهي، اگر گلم و يا خارم از آن بستان يارم.
الهي ، ديده از ديدار جمال لذت مي برد و دل از لقاي ذوالجمال.
الهي، واي بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم.
الهي ،كامم را به حلاوت تلاوت كلامت شيرينت بدار.
الهي، خوشا آندم كه در تو گمم
الهي ،خوشا آنان كه در جواني شكسته شدند كه پيري خود شكستني است.
الهي، شكرت كه اين تهديست پا بست تو شد.
الهي، اگر كودكان سرگرم بازي اند كلانسالان در چه كارند.
الهي، شكرت كه پير نشده استغفار كردم كه استغفار پير استهزاء ماند.
الهي ،چه رسوايي از اين بيشتر كه گدا از گدايان گدايي كند.
الهي، آن كه تو را دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نيست.
الهي، اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار.
الهي، بحق خودت حضورم ده واز جمال آفتاب آفرينت نورم ده
الهي، حرفهايم اگر مشوش است از ديوانه پراكنده خوش است.
الهي، در بسته نيست و ما دست و پا بسته ايم.
الهي، در ذات خودم متحيرم تا چه رسد در ذات تو.
الهي ،كي الله گفت و لبيك نشنيد.
الهي، دل به جمال مطلق داده ايم هر چه بادا باد.
الهي ،از نخوردن رسوايم و از خوردن رسواتر.
الهي ،آن خواهم كه هيچ نخواهم.

از مناجاتهای استاد حسن زاده آملی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

نامه امير كبير به ناصر الدين شاه

 

قربانت شوم

الساعه كه در ايوان منزل با همشيره همايوني به شكستن لبه نان مشغوليم،‌ خبر سيد كه شاهزاده موثق الدوله،‌حاكم قم را كه به جرم رشا و ارتشا معزول كرده بودم،‌ به توصيه عمه خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده ايد.

فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بياوردند تا اعليحضرت بدانند كه اداره امور مملكت با توصيه عمه و خاله نمي شود!

زياده جسارت است، تقي

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

این هم عیدی من به همه شما دوستان

 

حضرت علی فرمودند:

اختیار کردم از کتب آسمانی دوازده آیه را و روزی سه بار به آنها نگاه می کردم

 

1-          ای فرزند آدم، تا سلطنت من باقی است از هیچ صاحب قدرتی نترس که سلطنت من همیشگی است.

2-          تا خزانه من پر است در غم روزی مباش و بدان که گنجینه من هرگز خالی نمی شود.

3-          قسم به حق من بر تو که من دوست توام، تو نیز دوست من باش!

4-          به کسی جز من دل مبند که به تو نزدیک بوده و خواسته های تو را برمی آورم.

5-          همه چیز را برای تو و تو را برای عبادت آفریدم.

6-          تو را از خاک آفریدم، خسته نشدم، چگونه روزی رساندن به تو مرا خسته می کند!

7-          برای خاطر خود بر من خشم می گیری، آیا می شود به خاطر من بر نفست خشمگین شوی؟

8-          آنکه تو را می خواهد به خاطر خودش می خواهد من تو را برای خودت می خواهم، از من فرار نکن!

9-          برای من است بر تو واجباتی و برای توست بر من معایشی، تو تخلف می کنی ولی در کار من تخلف راه ندارد.

10-      من که امروز عبادت فردا را از تو نمی خواهم، تو نیز روزی فردا را از من مخواه.

11-   به آنچه نصیب توست راضی باش تا آسوده باشی، اگر غیر از این باشد دنیا را بر تو چیره خواهم کرد تا همچون درندگان بیابان راه روی در آن صورت به نصیب می رسی اما خود را بی اجر نموده ای

12-     هم چنان که در حضور شهریاران می ایستی در عبادت من بایست، اگر تو مرا نمی بینی، من تو را می بینم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

آنچه را که مي دانيد زير پا نگذاريد .

 اين تمام عرفان است!

 

                                                   آيت الله بهجت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

اول : روزهای ایام فاطمیه که این یادداشت آقای میرفتاح را در کرگدن نامه شرق خواندم، بد جور روم تاثیر گذاشت .

الان هم که به عید غدیر نزدیک می شیم تصمیم گرفتم اینجا ثبتش کنم تا همیشه جلوی چشمم باشه.

شما هم از خواندنش لذت ببرید

 

 

به مناسبت ايام فاطميه

تسكين دل هاى بى قرار

سيدعلى ميرفتاح

تيرهاى بلا از هر سو باريدن گرفته اند؛ آنچه در ضماير پنهان بود، آشكار شده است؛ و پرده ها يكى پس از ديگرى فروافتاده اند. رشته هاى اميد گسسته است... زمين با همه وسعتش تنگى مى كند. و آسمان با همه فراخى اش مانع مى شود... نيست كسى كه يارى ام كند و شكايتم را بشنود؟ «يا محمد يا على، يا على و يا محمد» به تو بازمى گردم و مى دانم كه جز تو مرا مأمنى نيست. «يا محمد يا على، يا على يا محمد» ذكرى است كه دل پرالتهابم را آرام مى كند. دست شفيقى است كه دست هاى يتيمم را مى گيرد. تنهايى مرا جز اين يار همدمى نيست و سرگشتگى ام را جز اين نشان، كيست كه پايان دهد؟«يا محمد يا على، يا على يا محمد» اين است راز عالم خلقت. اين است آن رمزى كه گنج هاى نهان را آشكار مى كند. و اگر نبود اين ذكر، وجود را آيا بهانه اى بود تا پرده درى كند؟ و «او كسى است كه آنچه در زمين است، همه را براى شما آفريد، سپس به [آفرينش] آسمان پرداخت و هفت آسمان استوار كرد و او به هر چيزى دانا است. و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من گمارنده جانشينى در زمينم، گفتند آيا كسى را در آن مى گمارى كه در آن فساد مى كند و خون ها مى ريزد، حال آنكه ما شاكرانه تو را نيايش مى كنيم و تو را به پاكى ياد مى كنيم؛ فرمود من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد.» «يا محمد يا على، يا على يا محمد». و همه نام ها را به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و گفت اگر راست مى گوييد، به من از نام هاى ايشان خبر دهيد...» «يا محمد يا على، يا على يا محمد» و اين همان چشمه خورشيدى است كه ستارگان را نور مى بخشد «چراغدانى است كه در آن چراغى هست و چراغ در آبگينه اى هست كه آبگينه گويى ستاره اى درخشان است كه از درخت مبارك زيتون- كه نه شرقى است و نه غربى- افروخته شود. نزديك است كه روغنش با آنكه آتشى بدان نرسيده فروزان گردد.» شبى ديجور بر زمينى سايه انداخته است. لشكر غم از هر كرانه هجوم آورده است. ماه در محاق است و ستارگان... مى شناسى آن ستاره قطبى را كه راه كرانه امن مى نماياند؟ و كرانه امن آنجا است كه كشتى شكستگان را آرزويى جز رسيدن به آنجا نيست. درياى غم ما را اگر ساحلى باشد، همان مقام امنى است كه بهاى ورود به آن، حب محمد و على است. «يا محمد يا على، يا على يا محمد» و اين سرى است كه تنها خدا بدان آگاه است. و درختان جز به اين ذكر بار ندهند و كودكان جز به اين لطف زاده نشوند. و انبيا جز به اين عشق مبعوث نشوند... شنيده اى كه ستارگان چطور بر مدار عشق مى گردند؟... كه خورشيد هم پروانه اى است كه به گرد شمع آفرينش مى گردد. «و سوگند به شب چون برود و سوگند به صبح چون بدمد. كه آن برخوانده پيام آورى گرامى است. نيرومندى كه نزد خداوند صاحب عرش، صاحب مقام است. در آنجا فرمانش برند و امينش شمرند.»«يا محمد يا على، يا على يا محمد» كليدهاى گنجينه غيب را در اين ذكر پنهان داشته اند. ستارگان آسمان تيره را به اين مشعل افروخته اند. چاه هاى زمين به اين بركت پرآب مى شوند و خورشيد روزن كوچكى است از اين چشمه نور؛ نمى  است از اين دريا؛ كورسويى است از اين كانون آفرينش. و كدام فرشته است كه به اين ذكر، آموخته نباشد؟ نشنيده اى كه خدا افلاك را نيافريد مگر براى محمد؟ و محمد را نيافريد مگر براى على؟ و آن دو را نيافريد مگر براى فاطمه؟ الله، محمد، على، فاطمه، حسن و حسين. اين است ركن عالم امكان؛ نه به استعاره و لفظ. اين است غايت خلقت؛ باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره. و اين است آنچه خدا بشارت داد: «اى مومنان، به درگاه خداوند توبه اى خالصانه كنيد، چه بسا پروردگارتان گناهانتان را از شما بزدايد و شما را به بوستان هايى كه جويباران از فرودست آن جارى است، درآورد. [در] روزى كه خداوند پيامبر و ايمان آورندگان همراه او را فرو نگذارد؛ نورشان در پيشاپيش و سمت راست شان مى شتابد؛ گويند پروردگارا، نور ما را براى ما به كمال برسان و ما را بيامرز كه تو بر هر كارى توانايى.» الله، محمد، على، فاطمه، حسن و حسين. اين است سرالاسرار عالم. اين است آن بهاى خلقت مدام. اين است آن بهانه اى كه خدا گنج هاى پنهان خويش را آشكار مى كند. اين است مظهر لطف، كه «لولاك لما خلقت الافلاك».

 

دوم : با این اهنگ استاد شجریان خیلی خیلی مانوسم

یکسر ادم را می برد به دنیای پر از خدا

ترانه علی معلم هم انصافا عالیست

ببار اي بارون ببار با دلم به هواي زلف يار
به سرخي لباي سرخ يار
به ياد عاشقاي اين ديار
به یاد عاشقاي بي مزار! اي بارون
دادو بيداد از اين روز گار
ماهو دادن به شبهاي تار! اي بارون
ببار اي ابر بهار با دلم به هواي زلف يار
داد و بيداد از اين روز گار
ماهو دان به شبهاي تار! اي بارون
ببار اي بارو ن ببار
با دلم گريه کن خون ببار
 به سرخي لباي سرخ يار
به ياد عاشقاي اين ديار
به یاد عاشقاي بي مزار! اي بارون

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

چند نیایش از زیباترین روح پرستنده

 

بار الها! بر محمد و آل محمد درود فرست و روزیت را بر من بگسترو گرفتار کبرم نساز و بر بندگی خود رامم کن و عبادتم را به سبب خودپسندی، تباه منمای. خدایا، مرا در میان مردم به درجه ای ترفیع مده مگر آنکه به همان اندازه پیش نفس خویشم پست گردانی و عزتی آشکار برایم به وجود نیاور مگر آنکه به همان نسبت پیش نفس خویشم خوار سازی. مرا تا آنگاه که عمرم به جامه خدمت در راه طاعت تو باشد زنده بدار، پس هر زمانی که بیم آن بود که مزرع عمرم چراگاه شیطان گردد، پیش ازآنکه شدت غضبت به سوی من بشتابد یا خشمت بر من مستحکم گردد، مرا به سوی خود فراگیر!

مرا توفیق ده تا با آنکس که با من غش و دغل کند، به نصیحت و اخلاص مقابله کنم و آن را که از من دوری گزیند، به نیکویی پاداش دهم ، به آنکه مرا محروم سازد، به بخشش عوض دهم و آن را که از من ببرد، با پیوستن مکافات کنم و با آنکسی که از من غیبت کند، به وسیله ذکر خیرش مخالفت کنم و در برابر نیکی سپاسگزاری نمایم و از بدی چشم پوشم.

خدایا، وسیعترین روزیهایت را بر من در هنگام پیرشدنم و قویترین نیروهایت را در من به هنگام خستگیم قرار ده و مرا به کاهلی در عبادتت و کوری در تشخیص طریقت و ارتکاب خلاف دوستیت و پیوستن با کسی که ا زتو جدا شود و جدا شدن از کسی که با تو پیوندد، مبتلا نساز. خدایا، مرا به منطق هدایت گویا ساز، به آیین تقوی ملهم نمای، به خوی و خصلتی که پاکیزه تر است، موفق دار و به کاری که پسندیده تر است بگمار.

خدایا مرا به بهترین راه روان ساز و چنان کن که بر آیین تو بمیرم و هم بر آن آیین زندگی از سر گیرم!

 

بخشی از نیایش در طلب اخلاق ستوده و افعال پسندیده نهج الفصاحه، ترجمه اقای صدر بلاغی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

درسی از دستور زبان

مصدرهای خوب و ارجمند و بدرد بخور زندگی روح

 

اندیشیدن، خواندن، نوشتن، پرستیدن، ارادت ورزیدن، عصیان کردن، تنها بودن، رنج کشیدن، ایثار کردن، قربانی کردن، گریختن، صبر کردن، خیالات فرمودن(اصطلاح ناصرالدین شاه)، به استقبال آمدن(بر خلاف به بدرقه رفتن)، راستی مطلق بودن و دروغهای شیرین یا سودمند گفتن (ملامتیه)، صلح کل بودن و جنگ زرگری کردن، همه را هیچ انگاشتن و همه را محترم داشتن، مهاجرت کردن، توی تاریکی اتاق در یک نیمه شب زمستان تنها سیگار پک زدن، نشستن و رقص شعله های جادویی آتش بخاری را تنها تماشا کردن.

شمعی را کنار آیینه ای روشن کردن، نیمه شبهای باران خورده در خیابانهای خلوت شهر تنها رانندگی کردن، هر چند سال یکبار چند ماهی به قزل قلعه رفتن!، غروب را در آن سوی سن تماشا کردن، در هر شبانه روز دو ساعت یا سه ساعت به خلوتی پناه بردن و به خود اندیشیدن...

 

دکتر شریعتی(از کتاب یادگاران مانا)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

حديثی قدسی

من طلبنی وجدنی من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی ديته و من علی ديته فانا ديته

 

هر که مرا جستجو کرد می يابد و هر که مرا يافت می شناسد و هر که مرا شناخت عاشقم می شود و هر که به من عشق ورزيد من به او عشق می ورزم و هرکه را عشق بورزم کشته من خواهد شد و هر که کشته من شود ديه اش بر من است و انکس که ديه اش بر من است خود ديه اش خواهم بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 

تلاش کردم خدا را بخندانم، نخندید

تلاش کردم خدا را خشمگین کنم، خدا خندید

                            لوئیجی یائوتسی

                            نمایشنامه نویس امریکایی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت   توسط آرزو آقایی  |