تبليغاتX
تکرار واژه ها
شخصی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

میعاد با ابراهیم سینمای ایران، به بهانه 7 مهر سالروز تولدش

"با فیلمهایش عبادت می کند" برای کمتر سینماگری می توان این جمله را به کار برد، آن هم در روزگاری که انسان این بالاترین هدف خلقتش را فراموش کرده است. با فیلمهایش عبادت می کند و ما را هم به عبادت دعوت می کند. زیباترین نمازها را در فیلمهای او می توان دید، قشنگترین توکل کردنها را، والاترین بث الشکوی ها را، ...

یا آرمانهایش را قبول داری که دوستش خواهی داشت، یا قبول نداری که در آن صورت هم نمی توانی انکارش کنی، شعار نمی دهد، تو را درگیر این دغدغه ها و آرمانها و سوالهایش می کند، مطمئنا چنین کسی در نظرت محترم خواهد بود، نه؟

راستی چنین اشخاصی به قول آقا سید مرتضی آوینی بر لبه آتش فشان زندگی می کنند و زندگی کردنی چنین  سخت است ، آسان نیست.

یوسف مهاجر جزیره مینو، نام پدران شهید را برای من و خیلیهای دیگر زنده می کنی، اینچنین بمان.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دودش به چشمان خودم رفت، وقتي که سوزاندم دلت را

اشكم اگر چه بي ريا بود، چشمم ولي بي آبرو شد!

                                                     سيد صابر موسوي

                                                          

 

 

یه زخم کهنه روی بالم، یه آسمون که چشم برام نیست

به غیر واژه غریبی، چیزی توی ترانه هام نیست

حتی یه آینه پیش روم نیست، که اسممو یادم میاره

تنهاترین مسافر شب، تو خلوتم پا نمی ذاره

دل من از نژاد عشقه، از تو و از ترانه لبریز

یه دنیا غم توی صدامه، مثل سکوت تلخ پاییز

من یه پرنده غریبم، من از نژاد آسمونم

میون این همه ستاره، من یه شهاب بی نشونم

ازم نخواه با تو بمونم، تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو، تو هم کنارم نمی مونی

                                                                  نیلوفر لاری پور

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت   توسط آرزو آقایی  | 

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

 

هشتم شهریور ۱۳۶۰، خیابان پاستور، ساختمان نخست وزیری ساعت یك ربع به سه بعدازظهر.

 شورای امنیت كشور امروز جلسه دارد كشوری كه یك سال و نیم از انقلاب مردمی اش می گذرد و هنوز نظام جدید استقرار كامل نیافته و با مشكلات زیادی دست و پنجه نرم می كند.اولین رئیس جمهورش به همراه مسعود رجوی سردسته مخالفین حكومت از كشور فرار كرده است. گروه رجوی از آن زمان وارد فاز نظامی علیه نظام شده و به ترور و انفجار روی آورده اند. هر روز حادثه ای در كشور پیش می آید. دو ماه پیش در یك انفجار سهمگین در دفتر حزب جمهوری چندین نفر از مسئولین درجه یك و مدیران برجسته نظام از دست رفته اند. عملا نظام نوپا درگیر جنگی داخلی شده است. درحالی كه یك سال است خاك كشورش مورد تجاوز قرارگرفته و بخش وسیعی از مرز كشور از قصر شیرین تا آبادان اشغال است. جمعیت چند استان مرزی آواره شهرهای دیگر شده اند. شورای امنیت در این شرایط ناامن و بحرانی تشكیل جلسه داده تا درباره مهمترین مسائل كشور تصمیم بگیرد.اعضای شورا یك به یك وارد سالن می شوند. قرار بود از امروز جلسه رسما زیر نظر دكتر محمدجواد باهنر نخست وزیر اداره شود. اما باهنر این كار را به عهده رجایی گذاشت. رجایی قسمت بالای میز و باهنر در كنار او سمت چپش نشسته، مسعود كشمیری دبیر جلسه سمت راست مقابل باهنر، تیمسار هوشنگ وحید دستجردی، ریاست شهربانی کل کشور كنار باهنر و بعد از او اخیانی به جای فرماندهی ژاندارمری كل نشسته، در كنار وی به ترتیب تیمسار كتیبه، سرورالدینی معاون وزیر كشور، خسرو تهرانی از اطلاعات نخست وزیری، كلاهدوز قائم مقام سپاه یك طرف میز بودند و طرف دیگر میز تیمسار شرف خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ وحیدی معاون هماهنگی ستاد مشترك، سرهنگ وصالی فرمانده عملیات نیروی زمینی، و سرهنگ صفاپور فرمانده عملیات ستاد مشترك نشسته بودند. مسعود كشمیری دبیر و منشی جلسه است. تمامی صورتجلسه ها را او می نویسد. اعضای جلسه را هم او دعوت و هماهنگ می كند و سایر كارهای دفتری شورا به عهده اوست. این جلسه ضبط صوت بزرگش را هم آورده است كه مذاكرات را ضبط كند. آن را جلو رجایی و باهنر می گذارد. كسی به فكرش نرسید كه چرا او از ضبط به این بزرگی استفاده می كند. كشمیری مورد اعتماد همه بود. سیری كه طی كرده تا به این مقام رسیده بود جای شك و شبهه ای باقی نمی گذاشت. به خصوص كه قیافه حق به جانبی داشت وهمه او را به تشرع می شناختند. كسی حدس نمی زد كه او از اعضای گروه رجوی و نفوذی در عالی ترین مركز تصمیم گیری یعنی شورای امنیت كشور باشد. به خصوص كه مواضع تندی علیه آنها داشت و گویا پیشنهادهایی مثل بمباران ایستگاه رادیویی مجاهد داده بود و چنان اعتماد همه را جلب كرده بود كه موقع تردد در نخست وزیری بازرسی بدنی نمی شد و هرچه می خواست می برد و می آورد. آن روز هم كسی متوجه نشد كه كشمیری چگونه آن بمب ساعتی قوی را وارد ساختمان نخست وزیری كرد. كنار سالن فلاسك چایی گذاشته بودند و هر كس چای می خواست خودش می رفت و می ریخت. تردد اعضای جلسه امری عادی بود و درمیان این بحث ها كسی نفهمید كه كشمیری از جلسه بیرون رفته است. ناگهان صدایی مهیب همراه با شعله های آتش و دود غلیظ قهوه ای همه چیز را به هم ریخت. معلوم نبود چه اتفاقی افتاده است، هر كس دست و پایی سالم داشت به طرف در ورودی می دوید. لحظاتی بعد كه دودها فروكش كرد معلوم شد كه چه اتفاقی افتاده است. كسانی مثل دستجردی مجروح و تكه پاره شده بودند و چند روز بعد به شهدا پیوستند. رجایی و باهنر كه بیش از همه در معرض بمب قرار داشتند بیشترین آسیب را دیده بودند و اجسادشان اصلا قابل شناسایی نبود. هر كس به فراخور دوری و نزدیكی به آنان دچار سوختگی و جراحت شده بود. اما از بدن كشمیری اثری نبود. حدس زده شد كه او در آتش سوخته و پودر شده است. فردا صبح كه شهیدان حادثه تشییع می شدند او هم جزء شهدای این بمب گذاری محسوب شد و روزنامه كیهان این خبر را اعلام كرد. اما با كمال ناباوری روزهای بعد معلوم شد كه او همان ساعت به فرودگاه رفته و از كشور خارج شده است. با انفجار نخست وزیری جامعه جنگ زده، در ماتمی جدید فرو رفت، عالی ترین مدیران كشور از دست رفته بودند. تهران تعطیل شد گفته شد بیش از یك میلیون نفر رجایی و باهنر را تشییع كردند.كسی یا گروهی این حادثه را به عهده نگرفت ولی با فرار كشمیری و نشانه های دیگر، همه این فاجعه را كار دار و دسته رجوی دانستند.

 

منبع روزنامه شرق، روایت واقعه 8 شهریور، 8 شهریور 1385

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت   توسط آرزو آقایی  |