تبليغاتX
تکرار واژه ها
 
 

تابلو اول:

مترو تهران مثل همیشه شلوغ است و ازدحام و فریادها و تقلاهای سوار شدن. که صدای دو نفر از بقیه بلند تر می شود. علت این پرخاشها معلوم نیست فقط کلمات زشت و رکیک است که پرتاب می شود و خانواده های طرفین مخصوصا جنس لطیف هم از ان بی نصیب نمی مانند. که نگهبان سر می رسد و ...

تابلو دوم:

از کوچه ای مسکونی رد می شوم که خیلی خلوت هم نیست. جوانی جلوی در یک خانه به زمین و زمان فحش می دهد و چند نفری تماشاگرش شده اند. جوان را می شناسم، معتاد است و از خانواده ای ابرو مند. ظاهرا پول تو جیبیش قطع شده و او هم که بی کار و حالش هم خراب و ...

تابلو سوم:

منتظر اتوبوسی هستم که انشاءالله به زودی سر خواهد رسید. دختری با ظاهری معقول از برابرم رد می شود بی توجه و اعتنا به پسری که به دنبالش به نجوا سخن می گوید. ناگهان پسر چیزی می گوید و به سرعت از دختر جلو می زند. دختر لحظه ای می ایستد، انگار ابی یخ به رویش ریخته اند لحظه ای سرش را پایین می اندازد و بعد به پسر که خوشحال از حرمتی که شکسته است (شاید هم با لبخندی) از او دور می شود نگاهی می کند و راه می افتد.

شکسته است، خیلی چیزها، یکی از انها هم حرمت بین انسانها. اخلاق اسلامی را نمی توانیم رعایت کنیم، لااقل اخلاق انسانی را در خودمان تقویت کنیم!

  نوشته شده توسط آرزو آقایی در تاريخ شنبه بیست و سوم تیر 1386. مربوط به بخش : نجوا lll